بسم اهلل الرحمن الرحیم
حال خوب سالمندان در مراکز نگهداری
سالم؛
بی مقدمه شروع میکنم؛
شاید خیلی از مواقع، از مقابل درب یک مرکز نگهداری سالمندان گذر کرده باشید و به خود بگوئید ! بیچاره ها !
چقدر بچه های بی انصاف و بی رحم و بی مالحظه ای دارند.
هیچ احترامی برای پدر و مادر و یا … قائل نیستند!
ولی بعنوان مدیری که حدود بیست سال در این مراکز وقت و زندگیشو صرف کرده و از نزدیک با مسائل مربوط مواجه بوده ،
به شما عزیزان خواهم گفت؛
صبر کنید ، کمی جلو بیایید ، نترسید ، وارد شوید و با دقت نگاه کنید .
پیش داوری و قضاوت نکنید ، اجازه دهید توضیحی دهم تا شاید آرام شوید!
ما در کشوری که در حال پیر شدن مردمانش است زندگی می کنیم ، خانواده ها یک و یا دو و بندرت سه فرزند دارند.
میانگین طول عمر متوسط در کشور حدود 76 سال می باشد.
سالمندان ما حمایت و خدمات اجتماعی ، خیلی کم دریافت می کنند.
دولت با مشکالت عدیده در این رابطه روبرو است و مطمئنا بعلت عدم برنامه ریزی صحیح ، فراوانی این مشکالت را در سالهای
آتی ، در جامعه بیشتر تجربه خواهیم کرد.
حال برمی گردیم به بحث اصلی:
حال خوب سالمندان در مراکز سالمندی و اینکه چه راهکاری می توان ارائه داد.
تقریبا 90 %سالمندان مستقر در این مراکز، از معلولیت و بیماریهای زمینه ای متعددی در رنج هستند، از جمله ؛ عدم کنترل
اداره مدفوع ، عدم توانایی در راه رفتن ، شنیدن ، بینایی و زخم های بستر و آلزایمر و اختالالت شخصیتی و ….
لطفا کاله خودتان را قاضی کنید.
با توجه به شرایط زندگی مخصوصا در شهر های بزرگ با خانه هایی به مساحت 40،50،60 متری و مشغله کاری افراد ، چه زن
و چه مرد و اکثرا دو شغله ، چگونه و تحت چه شرایطی می توان درخواست خدمت رسانی به عزیزان سالمندشان را در منزل از
آنها خواست؟
در صورت نگهداری این عزیزان با چه مشکالت روحی و روانی و مالی مواجه خواهند بود و اگر فرزندی نیز در این بیبن باشد
،چه لطمات روحی و روانی به او وارد خواهد شد؟
تقاضا دارم با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان حال قضاوت کنید؛
آیا ما در جوامع کنونی به مراکزی برای نگهداری از سالمندان به طور جد نیازمند نیستیم؟
هستیم ، اما چگونگی این مراکز می تواند مورد بحث باشد.
در کشور ما سازمان بهزیستی متولی این مراکز می باشد و مجوز تاسیس ، جهت افراد ، توسط این سازمان صادر می گردد.
با توجه به دستورالعمل ها و پروتکل های صادره از طرف این سازمان ، به طور قطع این مراکز می توانند مراکزی امن برای پدر
و مادرها و خانواده ها باشند؛ زیرا طبق این دستورالعمل ها ارائه خدمات بهداشتی و توانبخشی و نگهداری و مراقبتی ، همراه با
کارشناسان مربوط و متخصصان مورد نیاز در این مراکز اجباری است و در صورت نظارت و رهبری صحیح از طریق این سازمان
محترم ، مراکز توانسته و می توانند بار سنگینی از دوش خانواده و دولت بردارند.
مسئله اساسی در رابطه با این مهم می تواند ،دوری سالمند از خانه و خانواده و احساس تنهایی و عدم امنیت و کمبود عاطفی
باشد که بایستی مورد توجه قرار گرفته و ملزومات تقلیل این احساسات مهیا گردد.
اینجانب در اینجا در حد توان علمی و تجربی خود توصیه هایی برای تمامی دست اندرکاران و مدیران مراکز و پرسنل محترم ،
ارائه خواهم داد و امیدوارم مورد توجه قرار گرفته و ما را به هدف تعریف شده حال خوب سالمند در مراکز برساند.
با تمامی انسان ها دو نوع احساس بنیادی از لحظه تولد تا مرگ همراه است.
*احساس ترس و احساس عشق*
با احساس عشق و باور آن در زندگی ، احساس ترس کمرنگ و ناپدید شده و احساس امنیت که بعد از نیازهای فیزیولوژیکی و
بقا ، قویترین حس نیاز برای هر موجود و هر انسانی شکل می گیرد.
و من و تو ، ای گرامی ، که دست اندر کار هستیم ،با یاری خداوند بایستی واالترین توان خود را برای ایجاد این حس در این
عزیزان به کار بندیم.
باشد که لبی را خندان ، قلبی را آرام و روانی را به آرامش رسانیم.
یک: ایجاد روحیه ایمان و باور به عشق ، مهربانی و بخشش و بخشاینده بودن خداوند و زندگی پس از مرگ در سالمندان و
پرسنل.
دو: آموزش لبخند به پرسنل: لبخند زدن در هنگام خدمت به عزیزان را آموزش داده و آموختن این اصل که جوابگو بودن به
درخواستسالمندان ، با لبخند به آنها احساس امنیت داده و حال آنها را خوب خواهد کرد.
سه: نوازش؛ انسان ها قبل از اینکه دوست بدارند ، دوست دارند که دوست داشته شوند.
با در آغوش گرفتن و نوازش کردن و با محبت و گرمی صحبت کردن و سخنان مهر آمیز گفتن ، نشان دهیم که دوستشان
داریم تا دوستمان بدارند و حس تنها بودن و تنهایی آزارشان ندهد.
چهار: نگاه کردن: نگاه کردن گویای انرژی مثبت یا منفی درونی ماست.
زمانی که محبت آمیز نگاه می کنیم ، انرژی مثبت درون ما توسط این عزیزان حس خواهد شد و آرام گرفته و آن احساس
امنیتی که به آن ،حتی بیشتر از آب و غذا نیازمند هستند را خواهند داشت.
باید بیاموزیم و اموزش دهیم حس های خوب زندگی کردن و مهرورزی را داشته باشیم و منتقل کنیم.
*حس خوب بودن را…*
*به امید آن روز*


نظر شما چیست؟